ها و دلم جمکرانی از احساس سه‌شنبه هـا و نسیمی پر از شمیم چکیــده اشک فراقت به روی گونه ی من چه قیمتی شده اشکم ، شبیه یک الماس به ذکــر نام شمایـم عجیب وابستـــه شبیه کودکم و روی اسمتــان حسّاس برای چیدن این خوشه های شما نشستـه منتظـرم روزگار ، با یک داس دگر بریده ام آقــا ، پنــاه قلبــم باش در این زمان دو رنگی گرفته‌ام وسواس چقدر غصـه زیاد و مجالمـان محدود عزا گرفته ام از دست کینه‌ی خنـّـاس حریم شده گرفتــار و ... اسیر مردمـی از لشکر خدانشنـاس خودت پنـاه تمام مدافعـانش باش قسم به حضرت غیرت به |رضاقاسمی| @chadooriyam