هدایت و ضلالت خـــــدا شـناسیمعــــاد شـناسیعقـــائد اسـلامیاحـــکام اسلامیانســان شــناسیزناناولاد انسانخلقت انساناعمال انسانسعادت انسانفطرت و غریزهنفس انساناقوام و مللصفات انسانوالدینهدایت و ضلالتجوان و جوانیدنیــــــا شناسیموضوعات متفرقهادیــان و فـــرققـــرآن و حدیثنبـــوت و امامتاخلاق و سبک زندگی مرتب سازی بر اساس                               ---                             تاریخ ایجاد                             لیست الفبایی                          عوامل توفیق و سلب توفیق پرسش : چه چیز باعث توفیق یا سلب توفیق از انسان می شود؟پاسخ اجمالی:پاسخ تفصیلی: اهل لغه توفیق را به معنای موافق گردانیدن اسباب می دانند.(1) و در اصطلاح «توفیق» یعنی اینکه خداوند مقدمات وصول به مقصود را برای بنده اش فراهم کند، و «سلب توفیق» از میان بردن آنها است (2) که البته نتیجه اعمال خود انسان‏ها است که این امور را در پى دارد. (3) برخی مواقع مترادف هدایت و ضلالت معنی می شوند مثلاً منظور از افزودن ضلالت و گمراهى ظالمان و ستمگران در آیه «و لا تزد الظالمین الا ضلالا»، همان سلب توفیق الهى معنی شده است.(4) جالب اینکه واژه «یُسْر» و «عُسْر» که در سوره لیل آمده است، را برخی از مفسران بزرگ، به زمینه‏هاى توفیق و آسان شدن راه اطاعت خدا و سلب توفیق و پیچیدگى راه طاعت، تفسیر کرده اند.(5) خداوند در این سوره می فرماید: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى، وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى، وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى، وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‏، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى»؛ (6) (امّا آن کس که [در راه خدا] انفاق کند و پرهیزگارى پیش گیرد، و جزاى نیک [الهى] را تصدیق کند، ما او را در مسیر آسانى قرار مى ‏دهیم، امّا کسى که بخل ورزد و [از این راه] بى نیازى طلبد، و پاداش نیک ]الهى] را انکار کند، بزودى او را در مسیر دشوارى قرار مى ‏دهیم). در این آیات خداوند برای «توفیق الهی» سه عامل را بیان داشته است که عبارتند از: انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی و همچنین عوامل سلب توفیق را بخل، بی نیازی طلبی از خدا و انکار پاداش نیک الهی می داند . یکی دیگر از واژه هایی که به سلب توفیق معنی شده است واژه «لعن» در دنیاست که اهل لغت آن را به معنى سلب توفیق گرفته اند، ولی در واقع باید گفت سلب توفیق، از مصادیق لعن مى‏ باشد. (7) گاه مجازاتها که نتیجه گناهان انسان است، به شکل سلب توفیق نمود پیدا می کند چنانکه خداوند متعال در آیه 49 سوره مبارکه مائده مى‏ فرماید: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ»؛ (و اگر آنها [از حکم و داورى تو]، روى گردانند، بدان که خداوند مى ‏خواهد آنان را به خاطر پاره‏اى از گناهانشان مجازات کند و بسیارى از مردم فاسقند). به طور مثال برخى از زوّار خانه خدا علیرغم اینکه سفر اوّل آنهاست از زیارت کعبه مقدّس هیچ لذّتى نمى‏ برند، و این سفر معنوى کمترین تأثیر و تغییرى در آنها ایجاد نمی کند! چرا که گذشته آنها پرونده سیاهى را تشکیل داده که حاصل آن سلب توفیق و قساوت قلب بوده است. (8) از توفیق در روایات به عنوان «لاقائد کالتوفیق»؛ (بهترین راهبر)، (9) و «اجلٌ ما ینزل من السماء التوفیق»؛ (با ارزشترین چیزی که از آسمان فرو می‌آید)، (10) تعبیر شده است. در دعاهای فراوانی هم ازخداوند، توفیق طلب شده، مثل «ارزقنی فیها التوفیق لما وفقت له محمد و آل محمد» (11) و یا «وفقنی للّتی هی أزکی ....» (12) و یا «اللهم ارزقنی توفیق الطاعۀ و بعد المعصیۀ...» و ... شاید گفته شود چرا این توفیقات شامل حال گروهى مى‏ شود، در حالى که گروه دیگرى از آن محروم مى‏ گردند؟ باید گفت در حقیقت انجام عمل خیر، سبب توفیق الهى مى‏ گردد، و انجام اعمال شرّ، توفیق را از آدمى سلب مى‏ کند. (13) توفیق و موافق قراردادن همه اسباب و وسائل خارجی تنها از جانب خداوند متعال امکان‌ پذیر است زیرا کسی را چنین نیروی فراگیر و کاملی نیست که بتواند در هر موردی که می‌خواهد همه اسباب و مسائل مادی و معنوی را موافق سازد. (14) در قرآن از زبان حضرت شعیب(علیه السلام) آمده است: «و ما توفیقی الا بالله»؛ (توفیق من تنها از جانب خداوند است). (15) به هر حال توفیق و نهادینه کردن روح عبودیت، مانند دیگر فضائل نیاز به تمرین و تلاش دارد، زیرا همان‌ طور که عواملی مثل فطرت و عقل، انسان را به سوی عبادت و تکامل سوق می‌ دهند، عوامل متعددی از شهوت و هوای نفس و ... انسان را از عبادت و عبودیت باز می‌ دارند. این اراده و تلاش و پشتکار است که می‌ تواند عوامل منفی را خنثی کند و انسان را در طریق عبودیت قرار دهد، امام رضا(علیه السلام) می‌ فرمایند: «من سأل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزء بنفسه»؛ (هرکس از خدا توفیق مسألت کند،