گنجشکی با عجله و تمام توان
به آتش نزدیک میشد و برمی گشت!
پرسیدند: چه می کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست
و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم
و آن را روی آتش می ریزم
گفتند: حجم آتش در مقایسه
با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم
اما آن هنگامی که خداوند از من می پرسد:
"زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟" پاسخ میدهم :
هر آنچه از من برمی آمد ...
♥️اللهم_عجل_الولیک_الفرج♥️
@zekrabab125 داستان و رمان
@charkhfalak500 قرانومفاتیح
@charkhfalak110 مطالب پُرمغز
🌞 کپی با صلوات 🌞
❣ با مدیریت
#ذکراباد