دازد، از سهم بدهکاران زكات بدهد و سپس بفهمد قرض را در معصیت مصرف كرده، چنانچه آن بدهكار فقیر باشد، می‌تواند آنچه را به او داده، از سهم فقرا به عنوان زكات حساب كند؛ ولی اگر چیزی را كه گرفته در شرابخواری یا به صورت آشكارا در معصیت صرف كرده و از معصیت خود توبه نكرده، به احتیاط واجب، باید چیزی را كه به او پرداخته، برای زكات حساب نكند. مسئله ۲۱۶۲. كسی كه بدهكار است و نمی‌تواند بدهی خود را بپردازد، اگرچه فقیر نباشد، شخص بدهکارِ زکات می‌تواند طلبی را كه از او دارد، زكات حساب كند. مسئله ۲۱۶۳. مسافری كه خرجی او تمام شده، یا وسیله نقلیه‌اش از كار افتاده، یا اموالش به سرقت رفته، چنانچه سفر او معصیت نباشد و نتواند با قرض كردن یا فروختن چیزی خود را به مقصد برساند، اگرچه در وطن خود فقیر نباشد، می‌تواند زكات بگیرد؛ ولی اگر بتواند در جای دیگر با قرض كردن یا فروختن چیزی هزینهٔ سفر خود را فراهم كند، فقط به مقداری كه به آنجا برسد، می‌تواند زكات بگیرد. مسئله ۲۱۶۴. مسافری كه در سفر درمانده شده و زكات گرفته، پس از آنكه به وطنش رسید، اگر چیزی از زكات اضافه آمده باشد، در صورتی كه بدون دشواری نتواند بقیّه را به صاحب مال، یا وكیل، یا نايب او برساند، باید آن را به حاكم شرع بپردازد و زكات بودن آن را اعلام کند. @daftar_ayatollah_javadi_amoli