بسم الله الرحمن الرحیم چغک قسمت ششم ادامه موضوع گروه کوچک میگویم از نانوایی پدرم بخریم مطمئن تر است درست است که کمی دور است اما هم خلوت ایت و اما اگر خدای نکرده اتفاقی پیش بیاید پدر میتواند کمکمان کند😍 و بعد پیشنهاد می دهم که برویم دنبال آقا داوود تا با او برویم نانوایی کسی مخالفتی ندارد 😊 خانه آقا داوود نزدیک خانه مادربزرگم است 🌺 چهار نفر یعنی من و سعید و احمد و جواد یک گروه کوچکی که مخفیانه کارهای مبارزاتی انجام می دهیم 😉 هر چهار نفر ۱۵ سال داریم من و سعید طلبه احمد جواد دانش آموز دبیرستان .😁من که مثلاً رهبر و مغز متفکر این گروه چهار نفر هستند بعد از تمام شدن دوره راهنمایی وارد حوزه علمیه شدم هم خودم خیلی دوست داشتم شبیه حاج آقا بشوم هم مادرم خیلی تشویقم می‌کرد🦋😌 به جای مدرسه رفتن به حوزه بروم و در آنجا ادامه تحصیل بدهد 👌 وارد حوزه علمیه که شدم در کنار درس با کسانی که علیه رژیم شاهنشاهی مبارزه می کردند از نزدیک آشنا شدم و در جلسات شان شرکت کردم و به راه مبارزه علیه رژیم پهلوی کشیده شدم🤩😅 با اینکه ۱۵ سال بیشتر ندارم بین انقلابی های مشهد ، مخصوص حاج آقا ، جای ویژه‌ای دارم و جلسات مخفی انقلابی ها و مخفیگاه هایشان خبر دارد😌 به جز طلبه بودن پدر و مادرم هم در اینکه من در این سن یک مبارزه انقلابی بشوم خیلی نقش داشتند آن را از شاه و رژیم پهلوی متنفرند و همیشه مرا تشویق می کنند که یارو یاور انقلابی های مشهد و حاج آقا باشم😇 توی پدرم هم در کارهای انقلابی مشهد شرکت می‌کند و از مبارزان فعال مشهد است 🙃 جثه ام از همه انقلابی های مشهد کوچک تر است و هر کس مرا در جمع آن را می‌بیند فکر می‌کند اشتباه شده که من در جمع مبارزان درجه یک هستم 😆 اما همین کوچک بودن باعث شده بتوانم مثل مبارزان بزرگسال کارهای مهمی برای انقلاب انجام بدهم به خاطر همین جثه کوچک و البته به خاطر زبر و زرنگی هم بین بزرگان انقلابی مشهد معروف شده‌اند به چغک 😍😇 اسمی است که حاج آقا برایم برگزیده 🙂 به زبان مشهدی یعنی گنجشک😀 حاج آقا بارها درباره من گفتند این محمدمهدی بچه عجیبی است!🧐 از اعلامیه های خیلی محرمانه در عرض ۱ ساعت ۵۰ تکثیر کند و می آورد .اعلامیه هایی که هر کسی جرأت چاپ کردنش را ندارد😝 ادامه دارد .....✈️ برگرفته از کتاب چغک 😍 مخصوص بهمن ماه👌