🕊🌹🕊🥀🕊🌹🕊
#خاطرات_آزادگان
در بین اسرا روحانی، عرب، پاسدار و فرمانده وجود داشت و آنها را میشناختم؛ اما از نظر من دادن اسامی آنان به دشمن خیانت بزرگی بود، تهدیدهای آنان هر روز بیشتر میشد و از لحاظ روحی بسیار مرا تحتفشار قرار داده میدادند، قبل از من یکی دیگر از اسرا را به اتاق شکنجه بردند، او را بسیار شکنجه دادند وقتی مسئول استخبارات با دو پای خود محکم بر سینه او زد؛ به شهادت رسید.
با دیدن این صحنه به خودم گفتم بعید است زنده بمانم، از خانوادهام خبری نداشتم و برادرم هم جلوی چشمانم به شهادت رسیده بود، با چشمان خودم هم شهادت یکی از اسرا را دیدم و روحیهام بسیار تضعیف شده بود. یک کتاب قرآن در طاقچه قرار داشت آن را برداشتم و با دلی شکسته روبهقبله نشستم و تصمیم گرفتم استخاره بگیرم و خدا خواستم اینگونه مرا رهنمایی کند، آیه فصلت آمد در معنی آیه آمده بود کسانی که میگویند الله، پروردگار ماست استقامت کردند، ملائک بر آنان نازل میشود و به آنها بشارت بهشت را خواهند داد، نترسید و نگران نباشید که بهشت جایگاه شماست؛ سوره عجیبی بود که زندگی مرا دگرگون کرد، با خود گفتم حتماً مانند آن اسیر من هم زیر شکنجهها شهید میشوم؛ حالا که خدا در کتاب آسمانیاش اینگونه پاسخ مرا داده اگر مرا تکهتکه کنند یا در آتش بیندازند اسم کسی را بر زبان نخواهم آورد.
راوی :
#آزاده_سرافراز
#احمد_جاسمی
#یاد_باد
#آن_روزگاران
#یاد_باد
🕊
@dashtejonoon1🕊🌹