🔴 نظرات برخی فقهای بزرگ شیعه درباره مسأله ولایت فقیه:
🔹شیخ مفید(قرن سوم)
اگر حاکم عادل وجود نداشت، فقهای عادل شیعه که صاحب نظر و برترین هستند، آن مسئولیت را برعهده گیرند. المقنعة ص۶۵۷
🔹 محقق ثانی(قرن نهم)
منظور از حاکم، در زمان غیبت، نایب عام امام حاکم می باشد و او کسی است که دارای شرایط فتوا و حکم باشد.(جامع المقاصد ج۱۱ ص۲۶۶)
🔹 شهید ثانی(قرن دهم)
مراد از فقیه، آن است که شرایط فتوا دادن را داشته باشد و عادل باشد. در اموری که در زمان حضور امام برعهده ایشان است، در مورد فقیه هم جاری است. (مسالک الافهام ج۱ ص۴۲۷)
🔹 محقق نراقی(قرن دوازدهم)
در قلمرو حکومتی اختیار داشتن فقیه بسان پیامبر(ص) و امامان(ع) از گزاره های ضروری فقه است...فقیهان اهل حق عادل خردمند...آنچه را فرمانروای عادل(امام معصوم) بر عهده داشت باید بر عهده بگیرند.( عوائدالأیام ص ۵۳۸)
🔹 صاحب جواهر(قرن سیزدهم)
اگر کسی منکر مسئله ولایت فقیه باشد ، گویا طعم فقه را نچشیده است.( جواهر الکلام ج ۲۱ ، ص ۳۹۷)
🔹 شیخ انصاری(قرن سیزدهم)
هر چه که بر نظر امام معصوم متوقف است و احتمال دهیم که به نظر فقیه زمان ( در حال غیبت ) بستگی دارد، واجب است که در آن مورد به فقیه مراجعه کنیم.( مکاسب محرمه ص۵۵۴)
🔹 آیتالله بروجردی(قرن چهاردهم)
فقیه به کسی می گویند که عادل و منصوب از طرف معصومین باشد و برای اموری که مهم و مورد ابتلای عموم مردم باشد، حکم ولایت دارد.( البدر الزاهر ص۵۲-۵۷)
🔹 آیتالله سیستانی(معاصر)
مسئله حفظ نظم عمومی و امر حکومتی است و ولایت حکومتی مخصوص معصومین نیست، بلکه فقیهی را که فقها برای تصدی امور حکومتی برگزیدند نیز دارای این حکومت است.( لاضرر و لا ضرار ص ۲۰۵)