پدرم ارتشی بود و میدانست زندگیمــان خانه به دوشی است و وسایلمان در نقل مڪان کردن از بین میرود،، براۍ‌ اینکه جھیزیه‌ام را ڪامل داده باشد و خرج و تجملات هم نکرده باشد پـول جھیزیه‌ را نقد داد دستم .. کمک خرج زندگیمــان هم شد فقط یڪ چمدان گرفتم چهارده تـومن که اندازه‌ے لباس‌هایمــان بود ، همین ! •. 🌱