『 دختࢪاݩ زینبـے 』
#خاطرهقشنگ
! وقتیترکشبهقلبشخوردبلندگفت:یامهدی سرشروبلندکردمکهبذارمرویپام،اماگفت: ولکنسرمرو،بذارآقاسرمروبغلکنه..!! لبخندبهلبداشتکهپرکشید.. چهرفتنی؟سربهدامنمولا،بالبخند(:
ᵈᵒᵏʰᵗᵃʳᵃⁿᶻᵉᶦⁿᵃᵇᶦ⁰⁰🌿