هر نظام حقوقی علاوه بر نکات مشترک و حوزههای مشابه با سایر نظامهای حقوقی، دارای ارزشها، زمینههای متفاوت، ساختارها و هنجارهای خاص خویش است.
این امر میتواند، از جمله، ناشی از زمینههای تاریخی-اجتماعی تکوین یک جامعه سیاسی یا برگرفته از اصول اعتقادی حاکم بر جامعه موردنظر باشد.
این دست عناصر و مؤلفهها در شناخت دقیق قواعد اساسی نظام موردنظر و تمایز آن نظام از سایر نظامها تأثیر شایانی دارد و گاه بیتوجهی به آنها رهزن است و منجر به فهم نادرست و یا تحلیل و ارزیابی ناموجه از یک نظام حقوقی میشود.
از این رو پرسش اصلی و مسئله محوری این نوشتار این بوده است که به «روایت قانون اساسی» کدام مؤلفهها، عناصر «بنیادین» حقوق اساسی جمهوریاسلامی را رقم میزنند؛ به نحوی که حذف هر یک، موجب دگردیسی ماهوی آن میشود.
در این مقاله به شیوه تحلیلی و با نگاهی متفاوت و بهصورت درونگفتمانی به منظومه حقوق اساسی جمهوریاسلامی و بهویژه بر قانون اساسی نظر افکنده و عناصر بنیادین آن استخراج شده است.
«پایهگذاری عنصر ایمان و رهبری دینی برای تشکیل جامعه سیاسی»، «متعهد بودن نظام حقوق اساسی در برابر مکتب موردقبول مردم»، «مردمی بودن حکومت» و «تداوم اهداف و مسئولیتهای انقلابی با وجود استقرار نظام» قوامبخش نظام حقوق اساسی جمهوریاسلامی است که در قانون اساسی و اسناد اساسی مرتبط بازتاب یافته است.
@drhamednikoonahad