🔰ادامه قبل قسمت ششم 🔶دکتر غلامی: مهم‌ترین عامل آشفتگی در هویت ما و سایر جوامع اسلامی و به‌طور کل جوامع شرقی، مواجهه ناصحیح با تجدد است. تجدد و غلبه فرهنگ تجدد بر بخش مهمی از جهان، مسأله‌ای نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت‌. ما ایرانی‌ها بیش از یک سده است که با مسأله تجدد روبه‌رو شده‌ایم و البته هنوز هم این مسأله را بدرستی حل نکرده‌ایم. در چند دهه اخیر، پدیده جهانی شدن را هم تجربه کرده‌ایم. من‌ در اینجا کاری به‌ وجه پروژه‌ای جهانی شدن ندارم ،لکن اگر به جهانی شدن از منظر یک پروسه نگاه کنیم، این‌ پدیده به مدد فضای مجازی، به‌طور طبیعی مواجهه ما با تجدد را بسط و عمق چشمگیری داده است. در پاسخ به‌ سؤال شما، من دوباره روی «خودآگاهی» تأکید می‌کنم. وقتی از خودآگاهی سخن می‌گوییم، منظورمان هم جنبه فردی خودآگاهی است و هم‌ جنبه اجتماعی آن. به نظر می‌رسد اگر جامعه‌ای به وحدت و انسجام نسبی برسد و در این شرایط در مسیر یک تعامل و هم‌افزایی، تولید هوشیاری بشود جامعه به خودآگاهی خواهد رسید و همین خودآگاهی می‌تواند زمینه‌ساز یک تحول بزرگ باشد. در خودآگاهی اجتماعی، جامعه به‌ ظرفیت‌ها و دارایی‌های خود ملتفت می‌شود، به‌عنوان مثال ما ایرانی‌ها از یک پیشینه تمدنی چند هزار ساله برخورداریم. اینکه جناب استاد نجفی، ایران‌ باستان را یکی از مؤلفه‌های تمدنی ما ایرانی‌ها معرفی کردند، سخن بجایی بود. در سابقه ایران‌ باستان‌ ما حکمت خسروانی قرار دارد، دینداری وجود دارد، یک نظم‌ مدنی بسیار پیشرفته قرار دارد و همان‌طور که فرمودند، یکی از مهم‌ترین عوامل ورود سهل اسلام به ایران و خدمات عظیم و منحصربه‌فرد ایرانیان به اسلام، زمینه‌های فکری و فرهنگی‌ مساعدی بود که از گذشته‌های دور در ایران وجود داشت،البته بعداز ورود اسلام به ایران شکوفایی فرهنگی و تمدنی ایرانیان دو چندان شد که باید در فرصت دیگری درباره آن صحبت کنیم. جدای از بحث خودآگاهی، من معتقدم در گام اول، باید با تجدد یک مواجهه منطقی داشته باشیم. تجدد از منظر تفکر اسلامی یک پدیده کاملاً سیاه نیست. در تجدد، هم اشکالات، معایب و نقاط ضعف جدی و مخرب وجود دارد و هم‌ نقاط قوت فراوان. دأب اسلام‌ این نیست که ارتباط و تعامل بین تمدنی را کنار بگذارد، لذا طبیعی است که ما می‌توانیم با یک رویکرد کاملاً گزینشی با تمدن غرب روبه‌رو شویم‌ و تا کنون هم تا حدودی این کار را کرده‌ایم. از طرف دیگر، باید با کنار گذاشتن انفعال و وادادگی در برابر غرب، توجه داشته باشیم که غربی شدن سرنوشت‌ محتوم ما نیست. این حرف روشنفکرانه، یکی از مصایب ما طی سده اخیر بوده است. دائماً در ذهن مردم ایران خوانده‌اند که شما چاره‌ای جز غربی شدن ندارید و اگر هم‌ نخواهید غربی شوید، غرب شما را در درون خود بلع و هضم خواهد کرد! مسأله دیگر این است‌ که نه تنها غربی شدن سرنوشت برگشت‌ناپذیر ما نیست، بلکه رقابت با غرب نیز ناممکن نیست. ما می‌توانیم‌ با اعتماد به سرمایه‌های عظیمی که در اختیار داریم و خودباوری که انقلاب اسلامی به مردم ایران بازگردانده است، در مسیر شکل‌گیری یک تمدن جدید در عرض تمدن غرب قدم برداریم. این در حالی است که تمدن غرب به اذعان خود غربی‌ها در شرایط افول و غروب قرار گرفته و این شرایط فرصت خوبی را در اختیار ما قرار داده است. به‌ نظر من، این طرز تلقی می‌تواند صیانت‌بخش و مقوم هویت ایرانی و اسلامی ما در برابر تجدد باشد.‌ http://mousanajafi.ir https://eitaa.com/drmousanajafi https://Sapp.ir/drmousanajafi