تراوشهای خشک و صمغی شکل که پس از شکاف بر روی تنه گونههای مختلف از گونه Boswellia و خانواده Burseraleacبدست میآید و دارای 24 گونه است.
نام فارسی: کندر
نام علمی: Boswellia
Papyrifera.Hocst
نام عربی: کندر- لبان- لبان ذکر- لبان انثی- لیبانون- عسلبند- شجره البان- البان
نامهای دیگر:
یونانی: سطاعونیس (کندر نرینه) – قیبوطیسرون (کندر مادینه) - ققسفوس (کندر مغرب) – امومیطس (دیسقوریدوس)
سریانی: لبانول، لبونا، لبنوا،
رومی: سیفروس
انگلیسی: لیانوس و لیبان
لاتین: اولیبانوم
تاریخچه: به گفته ابن سینا در گذشته کندر را از شهری به همین نام میآوردند و چون در مسیر دریا دچار طوفان و خطر شکستگی و غرق کشتی بوده به جزیرهای بر سر راه به نام (مرباط) پناه میبردند از این رو در برخی مأخذ کندر را به نام مرباط یا کندر مرباطی ذکر شده است .
ریخت شناسی: کندر بومی ایران نبوده و در منابع از آن درخت یا درختچه ذکر شده که طول آن تا 9 متری میرسد. برگهای آن شبیه مرکبات و بصورت متقابل با حاشیهای ارهای و بیضی شکل و متقابل در برخی از ماخذ از برگهای آن مانند برگ مورد و از دانه آن به مانند دانه مورد یاد شده.
پوست تنه این درخت کاغذی به رنگ قهوهای روشن تا تمایل به رنگ زرد پوست تنه بصورت طول بلند شده و در زیر آن تنه سرخ فام ظاهر میگردد.
انتشار: انتشار آن در هندوستان – عربستان – عمان – یمن - شمال افریقا در کشورهایی چون سومالی – عدن – سودان - حبشه میباشد.
درخت کندر در عربستان و افریقا بنام علمی: Boswellia Cartarii Birdw و در هندوستان: Boswellia Serrata Raxb می باشد. کندر هندوستان از دو نوع درخت یا درختچه أخذ میشود. برخی کرکدار با نام Var Serrata و برخی بدون کرک Var gla braمیباشند قابل ذکر است که کندر عربستان از درختی است که کاملاً از کرک پوشیده است.
برداشت:
در اواخر زمستان و در اوایل بهار تنه را شکاف داده و در خرداد و تیر و مرداد برداشت میشود.
انواع کندر:
1- کندر افریقایی یا افریقی، دو نوع میباشد:
1- کندر مؤنث (سفید افریقی): که به رنگ سفید تا کاهی رنگ و اشکی که به آن کندر انثی گفته میشود. و از دونوع Junpiperus, Juniperus thurifera أخذ میگردد. و بهترین نوع کندر اشکی است بدون داشتن دود و به راحتی میسوزد. کندر اشکی به راحتی در دهان نرم میشود و طعم تلخ ندارد.
2- کندر نر (شابلوط افریقی): که به آن مذکر یا لبان ذکر میگویند از درخت Boswellia cartorii أخذ میشود. این کندر نسبت به نوع سفید آن ناخالصتر بوده، ابن سینا به آن بادمجانی رنگ نیز گفته است. این کندر قرمز رنگ با تکههای بزرگتر از اشکی میباشد و درجه خلوص آن کمتر از نوع اول است.
3- کندر هندی: که پارچهای یا تکههای بزرگ داشته اما رنگ آن سفید تا کاهی و گاهاً تیره تر میباشد.
4- کندر یونانی: شیخ الرئیس از کندری نام برده که از یونان میآمده و نرینه آن را مرغوبترین نوع ذکر کردهاند. که در نامهای یونانی ذکر شده است.
علک: در برخی مأخذ کندر را علک نامیدهاند. در فارسی هر جسمی که در دهان جویده شود و از خود ثقل باقی گذارد و در دهان حل نشود علک نامیده میشود که امروزه آدامس را میتوان مثال زد.
اجزاء کندر:
پس از أخذ کندر آن را درون پارچهای ریخته و حرکت میدهند پوستهای که از روی صمغ جدا میشود قشور و پودر حاصل از آن را دقاق مینامند.
مواد متشکله: 35- 25 درصد صمغ 70-60 درصد رزین و 8-3 درصد دارای روغن فرار میباشد.
در 100 درجه حرارت ذوب شده و با بالارفتن درجه حرارت به صورت سوخته میشود در اتر و الکل حل شده 25 درصد آن در الکل حل نمیشود. در آب به مقدار 25 تا 30 درصد حل شده و از خود محلول شیری رنگ باقی میگذارد.
طبیعت:
در اکثر ماخد گرم و خشک در درجه اول تا دوم با قوت قابضه و قشور آن، گرم و خشک در درجه دوم و سوم ذکر شده است.
خواص و افعال: کندر دارای قوت مجففه- قابضه- منضجه- جالیه- حابس خون- منقی روح حیوانی و دماغی- محلل ریاح- حابس سیلان خون- مقوی معده، مقوی دل
اندام سر(دماغ): تیز کننده حافظه- کاهش رطوبت دماغ
نقوع 10 گرم آن در آب و ناشتا میل کردن آن تقویت حافظه مینماید و روش دیگر، خوردن آن با عسل و مویز در ناشتا تقویت حافظه مینماید. عصاره آبی کندر در مقایسه با عصاره الکلی بر روی حیوانات افزایش قابل توجهی در سرعت یادگیری و تقویت حافظه از خود نشان داده.
مو: با نطرون جهت سبوره و پودر آن رافع قروح سر و محلول آن جلوگیری از ریزش موی سر
پوست: مصرف در صنایع آرایشی- ضد التهاب- ضد میکروب- شفا دهنده زخمهای دیر بهبود- رفع خونریزی با مصرف دود آن- رویانیدن گوشت- مالیدن آن با عسل جهت کژدمک (نام ورمی که در اطراف ناخن پیدا میشود) یا داخس (عقربک) جهت دمعه (ریزش اشک) سلاق (سرخی پلک) جرب (خارش) ثالثیل (زگیل) قوبا (میخچه) سوختگی آتش- دمیدگی دهان- ترک پاشنه پا همراه با روغن نافع است- کندر و ت