سینه زنی لالا لالا بخواب آروم قهر نکن من طاقت ندارم لالا لالا گل تشنه از کجا مادر آب بیارم لالا لالا بخواب آروم تا نگیره دشمن سراغ تو لالا لالا گل تشنه میسوزم از لبهای داغ تو لالا لالا علی لای لای علی لای لای لالا لالا بخواب آروم مشک ساقی شد پاره پاره لالا لالا گل تشنه آسمون هم ابری نداره لالا لالا علی لای لای علی لای لای 🔳▪️🔳▪️🔳▪️ از گریه های اصغر دلم داره میگیره یه قطره آب بیاریین اصغر داره میمیره علی اصغر لالایی3 ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد خواهد که آب گوید اما زبان ندارد علی اصغر لالایی3 امشب به گهواره تا صبح ناله میزد امروز به روی دستم دیگر توان ندارد ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد خواهد که آب گوید اما زبان ندارد دیشب به گاهواره تا صبح دست وپا زد امروز روی دستم دیگر توان ندارد هنگام گریه کوشد تا اشک خود نوشد اشکی که تر کند لب دور دهان ندارد رخ مثل برگ پاییز لب چو دو چوبه خشک این غنچه بهاری غیر از خزان ندارد ای حرمله مکش تیر یکسو فکن کمان را یک برگ گل که تاب تیرو کمان ندارد شمشیر اوست آهش،فریاد او تلظی جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد رحمی اگر که دارید یک قطره آب آرید بر کودکی که در تن جز نیمه جان ندارد با من اگر بجنگید تا کشتنم بجنگید این شیره خواره بر کف تیغ وستان ندارد مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها