قسمت دوم👇
خیلی باید قدر بدونیم
ابی عبدالله از گودال به تک تک ما سلام کرده
حسین جان
ازت ممنونیم آقا جان
اون روز تو به سلام کردی که ما الان میتونیم باهات حرف بزنیم
از اون رگ های بریده یه پیغام به دخترت دادی
به شیعیانم بگید
مَهْما شَرِبْتُم ماءَ عَذْبٍ فَاذْکُرُونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
آخرین روضه خوان شاهد عینی کربلا
▪️او دیده بود قافله ی بی پناه را
▪️بر روی خاک یک نفر و یک سپاه را
▪️جسم برهنه در وسط قتلگاه را
▪️بر روی نیزه ها سر خورشید و ماه را
▪️در قتلگاه روضه ی مکشوفه دیده بود
▪️بازار شامی و گذر کوفه دیده بود
▪️او دیده بود تشنگی و قحط آب را
سکینه بود اومد مشک رو داد به دست عمو جانش
بابا به عمو بگو بره آب بیاره
سهمیه آب بچه ها تموم
▪️او دیده بود تشنگی و قحط آب را
▪️او دیده بود داغ عزیز رباب را
خدا رحمت کنه شهید غلامعلی
می گفت اولین کسی که توی برگشت ابی عبدالله از میدون وقتی رفت علی اصغرش رو سیراب کنه ، جلو حسین رو گرفت سکینه بود.
این شعر رو ماله همینجا گفت
🔹بچه ها دست بابا خونی شده
🔹گمونم شش ماهه قربونی شده
انقدر این دختر باهوشه
اینجوری تا حالا روضه گوش ندادیا
میدونه بابا اگه چشمش به رباب بیفته خجالت میکشه
جلوتر اومد کاری کنه ابی عبدالله کمتر خجالت بکشه
عبایش رو طوری روی علی اصغر کشیده
به خدا خیلی خجالت کشید
اما روضه ای که خود حضرت سکینه توی مدینه خونده رو اشاره کنم
▪️او دیده بود تشنگی و قحط آب را
▪️او دیده بود داغ عزیز رباب را
▪️او دیده بود شام سراپا عذاب را
▪️او دیده بود بزم یزید و شراب را
زنان مدینه دورش رو گرفتند
جرأت نکردند این سوال رو از خانم زینب بپرسند
دیدند زینب یه پیراهنی رو بغل گرفته
چنان داره ضجّه میزنه
کنار قبر پیغمبر
هی میگه
هٰذا قَمیصُ أَخِی الحُسَین
رفتند از حضرت سکینه پرسیدند
خانم از کربلا تا اینجا کجا بیشتر به شما سخت تر گذشت
فرمود هیچ جا مجلس یزید نمی شد
مجلسی که عمه ام گریبان پاره کرد
از بین این همه روضه ،
امام رضا روضه مجلس یزید رو کامل خوانده
فرمود
شرابش رو جامش رو گذاشت روی میز
میز شراب و قمارش رو پهن کردی روی تشت طلا
اول تشت طلا رو زیر پا گذاشت
اضافه ی جام شرابش رو توی تشت طلا روی سر ابی عبدالله خالی کرد
بعضیا نوشته اند قریب یک ساعت با چوب دستیش .....
به ها دیدند تشت طلا پر از خون شد....
أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیب
نه لبی مانده برای تو ....
می ترسم اونطرفی برم
اما نوشته اند
عقیله ی بنی هاشم کاری کرد
دوست و دشمن به گریه افتادند
شَلَّت یَمِینُک
دستت بشکنه یزید
یه بار ابن زیاد چون زده ، دیگه بسه
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️