. با آنکه روی خاک روی سیاه سوده ام من را ببخش بنده ی خوبی نبوده ام بگذر ز من،گر چه شدم گرم معصیت اما هماره لطف و عطایت ستوده ام جای دعا و بندگی و عشق پروری افسوس درخطاوجرم وگناه بوده ام از چه دگر مسیر تو را طی نمیکنم؟ از چه ز دل غبار عبادت زدوده ام؟ تو خالق منی و منم عبد سرگشت دست طلب به غیرتو یارا گشوده ام! با کرده های خویش و جدا ازتو بودنم صبر از کف و قرار از دل زارم ربوده ام