. لَیْلة الرَّغائب یا ذَالْجَلال بنده ی عاصی رسیده است بر دوش خویش بار گنه را کشیده است اکنون رسید ماه رجب ، ماه بندگی ماهی که باز جلوه ی رحمت دمیده است ای صاحب سخاوت و احسان ، خدای من این بنده نیز سایل محنت چشیده است از فضل خویش بر من مسکین نظر نما زیرا ز هر مسیر به سویت دویده است در این شب عزیز که نامش رغایب است یعنی تمام نور امید و سپیده است بازار وصل یار به سودش بود یقین هر دل شکسته ای که غمش را خریده است باشد گواه ناله و آهم ز هجر یار اشکی که از دو دیده به دامان چکیده است فیض حضور می برد از لطف کردگار دل خسته عاشقی که ز هجران خمیده است غم می چکد ز سینه ی گردون که آسمان از داغ کربلاست گریبان دریده است خون می چکد ز چشم شقایق ازآن سبب در قتلگاه ناله ی زهرا شنیده است با اشکِ بر حسین ، حیاتی دوباره یافت "یاسر" نمرد ، هر که چنین اش عقیده است ** «یاسر»✍ .