۳۸ (جناب میثم تمار) تو گل گلشن مرتضایی با نگاهش شدی تو ولایی جانفدای علی میثمی تو۲ بار دیگر ز تو کرده ام یاد تو به دست علی گشتی آزاد جانفدای علی میثمی تو۲ بر علی همچو قنبر تو هستی محرم سر حیدر تو هستی جانفدای علی میثمی تو۲ بهر یاری دین بی قراری از ستم ها تو بر روی داری جانفدای علی میثمی تو حق به تو داده میثم سعادت یاور دین شدی با شهادت جانفدای علی میثمی تو۲ از عدو غیر کینه ندیدی در ره دین حق تو شهیدی جانفدای علی میثمی تو۲ رویت از خون تو گشته رنگین شیعه از داغ تو گشته غمگین جانفدای علی میثمی تو۲ ای که در خون خود آرمیده روی دار شد زبانت بریده جانفدای علی میثمی تو۲