. تک و تنها توی گودالی تشنه و گرسنه ، بی حالی از تنت چیزی نَمونْد اما نمیشه دُورُوبَرِت خالی نامَردا بدجوری زدنت از پُشت یکی با عصا یکی با لگد و با مُشت بدتر از اینم مگه میشه کسی رُو کُشت ای مظلوم ۲ تَهِ گودالی حسین با بدنِ صد چاک خون می‌ریزه از دهنت رو خاک رو تنِ مطهرت نِشسته اون هَتّاک خون می‌ریزه از دهنت رو خاک وآی قتلوک وآی ذبحوک وآی یاحسین  پُرِه زخمه بدنت ای وای جلو چشمم زدنت ای وای ای خدا چه محشری برپاست واسه ی پیراهنت ای وای  ای وای ای وای ای وای نداره امکان بین این گُرگا نبود حتی یکی انسان که نذاره تن پاک تو بشه عریان ای مظلوم ۲ رو تنت یه دنیا تیر و نیزه و شمشیر فکرِ خیمه ها تو رو کرده پیر  گریه های من نداره رو کسی تأثیر  فکرِ خیمه ها تو رو کرده پیر  وآی قتلوک وآی ذبحوک وآی یاحسین  بدنِ تو مو به مو زخمه نوکِ پا تا به گلو زخمه هر کجای تنت و دیدم وایِ من ، زخمه که رو زخمه این زخما حاصلِ نیزه بارونه بیشتر از ستاره هاست چقد فَراوونه همهْ جای پیکرت سُرخه پُر از خونِ ای مظلوم ۲ وای ازاون نیزه که رفت توو حنجرِ پارت چه کنه این خواهرِ بیچارَت همهْ دارن یه چیزی رو می‌بَرَن غارت چه کنه این خواهرِ بیچارَت وآی قتلوک وآی ذبحوک وآی یاحسین  ✍بهمن عظیمی 👇