لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مجلس سی و پنجم صوت سوم 🌺 امام حسین ع و یارانش به روایت کتاب مذبوح فرات 🌴 دقیقا یادم هست که عده زیادی از شب هفتم محرم کنار آب ایستاده بودند و اجازه نمی‌دادند کسی به آب نزدیک شود. آب برای همه غیر از ما آزاد بود. حتی پرندگان بر فراز فرات پرواز می‌کردند و به همراه حیوانات دیگر آب می‌نوشیدند. درحالیکه عمرسعد و دوستانش از شدت گرما در فرات آب تنی می‌کردند. فقط برداشتن و نوشیدن آب برای ما ممنوع شده بود. مقدار آبی را که داشتیم، جیره¬ بندی کردیم، امّا به علت هوای گرم درون خیمه و عطش، آبها به سرعت تمام شد. بچه¬ها آب می¬خواستند، فرات موج می‌زد و صدایش به گوش ما می‌رسید. آنها فرات را محاصره کرده بودند تا از این راه بر ما غلبه کنند. فقط عطش می‌توانست ما را هلاک کند. هوا بسیار گرم بود.... 🌺 سلام عطش 🌴 یکی از سلامهای حزن آور در زیارات، سلام بر عطش امام حسین× است. ما در زیارتنامه امام حسین× می‌خوانیم: «السلام علیک یا قتیل الظمآء؛ سلام بر تو ای کشته‌ی تشنه» صدای «العطش، العطش» کودکان فضا را پُر ساخته بود. آنها می‌خواستند با گریاندن زنان و کودکان و منع آب، استقامت ما را بشکنند. کودکان فقط تشنه بودند و فقط آب می‌خواستند و خبری از بستن آب توسط دشمن نداشتند. آنها در عطش فقط به سینه‌ی خشک مادرشان چنگ می‌زدند و می‌گریستند..... 🌺 خیمه ی مشک 🌴 خیمه ای بود که مشکها را در آن قرار داده بودند. .. 🌺 شروع داستان علی اصغر ع برادر کوچکم علی¬اصغر بسیار شیرین زبان بود.. 🌴 کتاب مذبوح فرات ص 256.