.
📋 شفاعت خانم فاطمه زهرا در صحرای محشر
روایت میگه وقتی بیبی وارد صحرای محشر میشه، از یه گوشهای بیبی وارد محشر میشه. از یه طرفیم همه میبینند یه آقای بیسری وارد محشر میشه؛ امام حسن از یه طرف، ابی عبدالله از یه طرف بیسر وارد میشه. روایت میگه بیبی از امام حسن سوال میکنه:« حسنم! پسرم! این آقایی که بیسر وارد شده کیه، پسرم این کیه این جوری سر به بدن نداره»؟!
امام حسن عرضه میداره محضر مادرش:« مادر جان! این پسرت حسینه». مادر اینقدر گریه میکنه، ناله میزنه، اون جا یکییکی...
روایت میگه مثل مرغی که از لابهلای سنگا دونه رو میگرده پیدا میکنه، یکییکی نوکرای حسینش و گریهکنای حسینش و سینهزنای حسینش و جدا میکنه. تو بیا! تو بیا! تو بیا!
وقتی پیغمبر وارد شد؛ بیبی گریه میکرد، آقا فرمود:« چی شده دخترم»؟!
- عرضه داشت:« بابا جان! بچهای که در رحم دارم با من حرف میزنه».
- خوبه که دخترم، قربونت برم.
- نه! یه حرفایی میزنه دل منه مادر و بهم ریخته.
- چی میگه عزیز دلم؟! قربونت برم.
- بابا جان! هی میگه:« أَنَا الغریب»؛ ولی بابا یکی دو روزه من هرچی آب میخورم آروم نمیشه، بازم هی میگه:« أَنَا العطشان»...
پیغمبر روضه خوند، پیغمبر مداحی کرد، مُستَمع و گریهکنم دخترشه. گریههای بیبی که تموم شد اونجا بیبی سوال کرد از محضر پیغمبر. عرضه داشت:« بابا جان! من نگران حسینم، کسی هست برا حسینم گریه کنه»؟!
- من هستم؟!
- نه! دخترم.
- شما هستی؟!
- نه! منم نیستم.
- باباش علی هست؟!
- نه! باباشم نیست.
- داداشش حسن هست؟!
- نه!
هی میگفت:« غریبم حسین» کسی نیست برا حسینم گریه کنه.
پیغمبر اونجا مژدهی شماها رو داده، فرمود:« دخترم! نگران نباش؛ از امت من یه عدهای میان، اینا مردا و زناشون برا حسینت زجه میزنند؛ برا حسینت بلند بلند گریه میکنند».
انقدر بیبی خوشحال شد؛ به پیغمبر عرضه داشت:« بابا جان! خدا به من اجازه میده من اینا رو شفاعتشون کنم»؟!
- گفت:« اصلا شفاعت اهل محشر دست توئه دخترم، تو هرکی و بخوای میتونی ببری»...
.......
.
📋 یا به جایی خبر مرگ پسر را نبرید
#شب_هشتم_محرم
#روضه_حضرت_علی_اکبر (ع)
حاج سید رضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یا به جایی خبر مرگ پسر را نبرید
یا که بردید به تشییع پدر را نبرید
پدری داغ جوان دید ملامت نکنید
روی زانو اگر افتاد شکایت نکنید
چون رمق نیست تکانی بدهد پایش را
پس بگیرید همه زیر بغلهایش را
نکند ناله که زد طبل برایش بزنید
جلوی چشم همه زشت صدایش بزنید
آی مردم! جگر سینهزنان غم دارد
غم سنگین شب هشت محرم دارد
غم آن لحظه که ارباب به شهزاده رسید
وَلَدی گفت نشست و ز جگر آه کشید..
ای جوانمرد، جوانمرگ شدی یا نشدی؟
پیش پای پدر خویش چرا پا نشدی
خندهها بیشتر و جسم تو کمتر شده است
نیستی و همهی دشت، پیمبر شده است
زرهت حرز علی داشت، دریدند چرا
گرگها چنگ به روی تو کشیدند چرا
داغ سنگین تو را شانه من تاب نداشت
تشنه بودی، پدر تشنهی تو آب نداشت
#سید_پوریا_هاشمی ✍
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها