اشعار شهادت حضرت ام کلثوم س
#کانال_نوحه_یازینب_س
🥀🥀🥀🏴
قسمت این بود از همان اول
عاشقان پایِ هم کنندایثار
یک نفرصاحبِ حرم باشد
یک نفربی نشان، بدون مزار
یک نفر شدخدیجه خانوم و
قبراومانده خاکی وتنها
همه هستیِ خودش را ریخت
پایِ مدفونِ گنبدِخضرا
یک نفرنیمه هایِ شب رفت و
مانده چون گوهری میانِ صدف
یک نفر قبلگاهِ عالم شد
صاحبِ صحن و بارگاهِ نجف
یک نفرسيّدِبنی الزّهرا
در بقیع و بدون صحن و سراست
همه عزت و شکوه ِاو
همگی نذر شاهِ کرببلاست
در میانِ دو دخترِزهرا
یک نفر پایِ ماه، کوکب شد
امِّ کلثوم باتمامِ وجود
هستی اش نذر نامِ زینب شد
درمدینه دو داغِ سنگین دید
اوعزادارِجد و مادر بود
آن دوشنبه که مادرش افتاد
شاهدِبی حیائیِ در بود
دید مادر نفس نفس میزد
دیدمسمارِ نانجیب چه کرد
دیدسنگینیِ لگدها با
شاخه باردارِ سیب چه کرد
دیدیک زن چگونه دوره شده
دید زیرِقلاف بازو را
دیدچادر چگونه خاکی شد
کتکِ یک شکسته پهلورا
دیدوقت هجوم نامَحرم
دردسرهایِ زن چه چیزی شد
عاقبت هم رسیدجایی که
پیش اوصحبت کنیزی شد
پابه پایِ عقیله هرمنزل
بارِماتم کشیده این بانو
دیده بررویِ نیزه هجده تا
یوسفِ سربریده این بانو
با تمامِ مخدراتِ حرم
سرِبازارِشام گیرافتاد
پایِ راسِ بریده عباس
وسط ازدحام گیر افتاد
دیدسنگی ز راه ِدور آمد
سرِبرنیزه را تکانی داد
بارهاپیشِ چشم خواهرها
همه سرهاز نیزه ها افتاد
میشنیدازکنارِراسِ حسین
هرقدم ناله هایِ زهرا را
نالة یا بُنَی می آمد
هرچهل منزل ازدل صحرا
مادری قدکمان صدامیزد
تشنه لب جان سپُردی ای پسرم
بین گودال من خودم دیدم
چِقَدَر نیزه خوردی ای پسرم
#کربلایی_جناب_جاودان🎤
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله