شب درد و غم آمد بهار ماتم آمد محرم آمد ماه خون خدا شد زهرا صاحب عزا شد محرم آمد بسوزد قلب دنیا به حال عشق زهرا بگو واویلا عالم گشته سیه پوش می آید بانگ چاووش محرم آمد کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد چشم عشاق تو نازم که دو زمزم دارد هر کجا ملک خدا هست حسینیه تو است هر که را مینگرم شور محرم دارد نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال کعبه با یاد غمت جامه ماتم دارد روضه خوان تو خدا گریه کن تو آدم اشک ارثیست که ذریه آدم دارد نازم آن کشته که تا صبح قیامت زنده است سلطنت همچو خدا در دل عالم دارد اشک در ماتم تو بسکه عزیز است حسین جای در چشم رسولان مکرم دارد جگرم زخمی آن کشته که زخم بدنش هر دم از زخم دگر دارو و مرحم دارد می کند آتش دریای غضب را خاموش هر که در دیده خود یک نم از این یم دارد روز محشر نفروشد به دو صد باغ بهشت هر که یک میوه ز نخل تر میثم دارد شاعر: استاد سازگار