ه─═इई 🌸🌸❄️🌼❄️🌸🌸ईइ═─ه دست‌هایم‌رادوست‌دارم خیلےمهربان است برایم چای مےریزد. اجازه‌مےدهد چانه‌ام را رویش بگذارم و کنار پنجره به بارش باران نگاه کنم‌. اشک‌هایم‌را نرم از صورتم پاک مےکند‌. فنجان‌چای‌رابرایم‌نگه‌مےدارد تا جرعه‌جرعه آن را بنوشم. فکرهای‌آزاردهنده‌امرابرایم‌در دفترم مےنویسد تا ذهنم سبک شود. انگشت‌های‌پاهایم‌راوقتےازدویدن‌های بسیار زوق زوق مےکند برایم مےمالد. کمےکه خسته مےشود روی پایم آرام چون گربه‌ی ملوسی استراحت مےکند. مےدانم‌مرا دوست‌دارد . وقتے سردم مےشود پتو را آرام رویم مےکشد .بالش را زیر سرم مرتب مےکند تا راحت‌تر بخوابم .کتابـےراکه‌مےخوانم برایم آرام ورق مےزند. خاک گلدان‌هایم را عوض مےکند. اتاقم‌رامرتب‌مےکند با مهارت‌لباس‌هایم را تا مےکند و در کشوها مےگذارد. برایم‌غذامےپزدوظرف‌ها را مےشوید. شب‌ها کنارصورتم‌روی‌بالش دراز مےکشد تا احساس تنهایـے نکنم. صبح‌ها زنگ ساعت را خاموش مےکند. بدون اینکه از چشم‌هایم کمک بگیرد تا کمےبیشتر بخوابم وقتی بیدار مےشوم پرده را کنار مےزند تا نور خورشید را حس‌کنم. خوشحالم‌که‌دست‌هایم‌رادارم. |گاهے"دستبوس ِخودمان" باشیم| ه─═इई 🌸🌸❄️🌼❄️🌸🌸ईइ═─ه @eitaagarde