👆🏻 شهید چمران ساعاتی روی گل جریان داشت ساعاتی با دشمن ساعاتی با نوشتن ساعاتی با امتحان ساعاتی با دوست و خندیدن ساعاتی با همسر درگیر یا در آرامش بودن ... و تمام اینها خدا بود؛ که به وسیله انسانها و جهان دائما با او صحبت و به او محبت می‌کرد ایشون فقط و فقط همون لحظه یعنی "حال" رو زندگی می‌کردن؛ چون تو، فقط در زمانِ حال هست که همزمانی‌هارو می‌تونی متوجه بشی وقتی به مرور به سمت درک همزمانی‌ها بریم، انقدر خدایِ واقعی رو لمس می‌کنی که به سمتش هر روز حرکت میشی، و هیچ منفعل بودنی وجود نداره شهید چمران، دنیا براشون شکل دیگری بود چون دائم و هر روز، مثل یک فیلم، وقایع مختلف زندگی بهشون نشون داده می‌شد و دچار روزمرگی نشدن ! و دنیاشون پر از تنوع بود ... یکی از اصلی ترین مواردی که شمارو دچار روزمرگی و انفعال کرده، گوشی‌هاتونه 😉 چون توجه شمارو دزدیدن و شما اصلا در زمانِ حال حرکت نمی‌کنید و هیچ هم‌صحبتی ای رو (همزمانی) نمی‌بینید همیشه تنها ‌.... با توجه‌هی که به سمت گوشی‌هاتون و محتوای داخلش دادید، یا فقط حسرت می‌خورید که چرا شد یا چرا نمیشه ( گذشته ) یا ناامید میشید و ترسو ( آینده )! پس کو حال ؟ کو همزمانی ؟ هم صحبتی؟ 🔺گذشته و آینده؛ شیطان شمارو فقط در این دو زمان نگه می‌داره -حالا چرا سرمون رو انقدر داخل گوشی می‌بریم و شیطان کارش اینه ؟ +به علت قدرتِ تصورات ! -چرا تصورات ؟ پارت‌های بعدی می‌گم خدمتتون ... @elnevesht