. می رود قصه ی ما سویِ سرانجام آرام دفتر قصه ورق می خورد؛ آرام آرام می نویسم که "شب تار؛ سحر می گردد یک نفر مانده ازین قوم؛ که برمی گردد" فرج مولا صلواتــــــ