. با نام "خدیجه" هر لبی وا بشود خشنود دل حضرت زهرا بشود درباره او رسول اکرم فرمود: هیهات که چون "خدیجه" پیدا بشود شاعر: ....................... وفات حضرت خدیجه کبری س ای تو هست و بودم ، گسسته تار و پودم رفتی و پس از تو ، سوزانده ای وجودم2 ای که کل هستت / به دستت / فدای راه من شده من چگونه مانم / که جانم / پیچیده در کفن شده یار همنوازم ، چه سازم ، ز داغ هجر و دوری ات رفتی ای که غمخوار / مرا یار / تو بودی و صبوریت می کنم زمزمه ، مادر فاطمه 2 وای ز اشک محنت او 2 بند دوم من چگونه ماندم ، در این دنیا ز داغت من چه دل غمینم ، ز دوری و فراقت2 همنشین آهم / نگاهم / به قبر تو ماندست هنوز دخترت به جانم / از این غم / گریان و نالان است هنوز خود ببین که زهرا / ز غم ها / محزون خسته می شود بعد تو مدینه / ز کینه / شکسته پهلو می شود آن که در اوج غم ، یک گله هم نکرد 2 وای ز اشک محنت او 2 .