۱۶ آه مدینه کربلاست بر پا بزم عزاست بر لب واغربتاست واویلا واویلا(۲) آه گشته از ظلم و کین صادق فدای دین شیعه گشته حزین واویلا واویلا آه دلها شد پریشان پیش چشم طفلان شد ظلم فراوان واویلا واویلا آه وای از آن دقایق دشمن بی‌منطق خون کرد دل صادق واویلا واویلا آه از جور زمانه دشمن بی بهانه زد آتش به خانه واویلا واویلا آه صادق خون جگر است به یاد مادر است یاد پشت در است واویلا واویلا آه در کمین نشستند دل اوشکستند دستان او بستند واویلا واویلا آه دل اوآزردند طنابی آوردند دست بسته بردند واویلا واویلا آه زهر کین کرد اثر بر جانش زد شرر بسته بار سفر واویلا واویلا آه شیعیان در خروش شمس دین شد خموش صادق شد کفن‌پوش واویلا واویلا آه موسی شد خون جگر با دل پر شرر ریزد اشک از بصر واویلا واویلا .👇