✴️غرب بر سر دوراهی تصمیم
🌺یادداشت سیاسی روزنامه جوان مورخ یکشنبه ۲۸ آذرماه ۱٤۰۰بقلم سید عبداله متولیان
روز جمعه دور دوم مذاکرات دولت جدید ایران با ۱+٤ به اتمام رسید و مقرر شد پس از یک وقفه (احتمالاً) ۱۰ روزه مجدداً مذاکرات ادامه پیدا کند. با اتمام این مرحله طرفین نسبت به ادامه مذاکرات اظهار خوش بینی کردند. انریکه مورا معاون دبیرکل سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا مدعی شد «مشارکت کنندگان به یک متن مشترک برای مذاکره در باره احیای برجام دست یافتهاند». از طرف دیگر علی باقری مذاکره کننده ارشد ایران نیز ضمن ابراز خوشبینی گفت اگر طرف مقابل مواضع منطقی ایران را بپذیرد، گفت و گوهای دور جدید میتواند آخرین دور مذاکرات باشد و در کوتاهترین زمان به توافق برسیم. از تعارفات دیپلماتیک و فشردن دست طرف مقابل با دستکش مخملین از یکسو و سابقه زیادخواهی، انعطاف ناپذیری و بدعهدی غرب از سوی دیگر که بگذریم حقایق تلخی در صحنه عمل دیده میشود که خوشبینی به سرانجام مذاکرات را به بلاهت تشبیه کرده و هیچ راهی جز بدبینی به غرب فراروی ایران باقی نمیگذارد.
غرب نشان داده که مطلقاً حسن نیت ندارد و در حرف لاف دوستی زده و از اراده و انگیزه برای حل مشکل میگوید اما در عمل ۱۸۰ درجه بر خلاف آن رفتار میکند. رفتارها و اقدامات عملی غرب راه هر گونه حسن نیت مسدود میکند. غرب ما را به مذاکره همراه با حسن ظن فرا میخواند اما در عمل: «آمریکا به جای لغو تحریمها و جبران اشتباهاتش، تحریمهای جدید وضع میکند»، «ترویکای اروپا علیه ایران بیانیه تهدید آمیز میدهد»، «در میانه مذاکرات دونکیشوت وار ژست نظامی به خود گرفته و تلویحاً ایران را به حمله اتمی تهدید میکنند»، «به آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای صدور قطعنامه علیه ایران فشار وارد میکنند»، «از ظرفیت دنیای مجازی برای تشدید فشار علیه ایران استفاده میکنند» و... ایران نشان داده که برای اجرای برجام و واداشتن غرب به انجام تعهدات بر زمین مانده و جبران خسارات و اشتباهاتشان و ارائه تضمین معتبر بسیار جدی و مصمم است. ظاهر میز مذاکزه در غرب تا زمانی که بتوانند کشور هدف را زیر مشت و لگدهای دیپلماتیک له کرده و از حقوقش محروم کرده و مسیر استعمارگری و سلطه را هموار کنند زیبا و اتوکشیده و متمدنانه است اما اگر کشوری مثل ایران با استدلال قوی در برابر آنان ظاهر شود، اینجاست که به هزار و یک روش برای تغییر میدان بازی متوسل میشوند.
حقیقت این است که غرب در مهندسی ٤۰۰ ساله خود برای کنترل کشورها و محروم سازی آنان از حقوق قانونی و طبیعیشان برنامه داشته و پس از جنگ دوم جهانی «ایجاد اجماع بینالمللی علیه کشور هدف»، «مجبور ساختن و کشاندن کشور هدف پای میز مذاکره» و «امتیاز گیری و دادن وعده های پوچ و تقریباً هیچ»، «موکول کردن انجام تعهدات خود به مذاکرات طولانی و فرسایشی»، «امتیازگیری بیشتر و گره زدن زلف تعهدات خود به دادن امتیازات بیشتر توسط کشور هدف در سایر حوزه های مورد علاقه» و... را در دستور کار قرار داده و از این طریق تا کنون موفق به تحقیر بسیاری از ملتها و تضییع حقوق آنان شده است. ذات نظام سلطهی غرب با فریبکاری، استعمارگری، زورگویی و تجاوز به حقوق و استثمار ملتها عجین است و به میز مذاکره بهعنوان راهی برای سلطهی به اصطلاح قانونی بر کشورها مینگرد. تجربهی مذاکرات کشورها با نظام سلطه در هفت دهه گذشته به خوبی نشان داده که هیچ کشوری در جهان پای میز مذاکره موفق به استیفای حقوق خود از مستکبران غربی نشده و همه چیزش را در ازای تحقیر ملت خود، پذیرش سیادت و آقایی غرب و دلخوش کردن به وعده های پوچ به حراج گذاشته است.
نظام سلطه ابتدا با اجماع سازی، کشور هدف را مجبور به نشستن پای میز مذاکره میکند سپس او را مجبور به قبول محرومیت از حقوق قانونی خود با عناوینی مثل «تهدید صلح»، «نگرانی جهانی» و... میکند و در نهایت تا اطلاع ثانوی برای انجام تعهدات خود به مذاکره مینشیند و نه تنها هرگز به تعهدات خود تن نمیدهد بلکه مستمراً انجام تعهدات خود را به رفع نگرانیهای بیشتر و انجام تعهدات و محرومیتهای جدید گره میزند. «مذاکرات مصر با رژیم جعلی صهیونیستی از سال ۱۹۷۸»، «مذاکرات فلسطینیها با رژیم نامشروع صهیونیستی از سال ۱۹۹۱» و «مذاکرات ترکیه با اتحادیه اروپا از سال ۱۹۸۷» نمونه هایی روشن از خوی استعماری و فریبکاری نظام سلطهی غرب در برابر ملتها و دولتهاست.
در مذاکرات هسته ای ایران با ۱+۵ نیز کشور ایران هشت سال است که از بخشی از حقوق مسلم خود در ازای وعدههای دروغین غرب محروم شده و طرف غربی با محوریت آمریکا حداقل شش سال است که از انجام تعهدات خود در برجام طفره رفته و با پررویی و وقاهت انجام تعهدات خود را به مذاکره در باره مواردی غیر از موضوع هسته ای نظیر قدرت دفاعی، عمق استراتژیکی ایران و حقوق بشر مشروط میکنند. برای طرف غربی بهترین و مطل