📃
یک خاطره، یک درس
در کنار ساحل قدم میزدم ، برای انجام یک کار میخواستم به جایی بروم، که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد، جلوتر رفتم تا به یک شیء درخشان رسیدم، وقتی آن را برداشتم، با تعجب دیدم یه قوطی خالی نوشابه است!
با خودم فکر کردم که در زندگی چند بار چیزهای بیارزش من را فریب داده و به خود مشغول داشته است؟
چند دلمشغولی کوچک موجب نگرانی و یا اشتیاق بی جای منشده و مرا از مسیر اصلی خودم غافل کرده است، که وقتی به آن رسیدهام دیدم که چقدر بیهوده بود.
افزون بر این : اگر به سمت آن شیء بیارزش نمیرفتم، واقعا میفهمیدم که بیارزش است؟ یا سالها حسرت آن را میخوردم …؟
حسرت های انباشه ای داریم از حرف های نزده و کارهایی که انجام نداده ایم و حقیقتا معلوم نیست چقدر این انجام ناشدهها ارزش دارد.
بسیاری از افکار و نگرانی ها و حسرت های مثبت و منفی مانند همان قوطی بی ارزش نوشابه است که صرفا دورادور جلوه می کند.
@ertebatmoaserdini
#مدیریت_ذهن
#منفی_نگری
#انتخاب
#خود_آگاهی
#خودسازی
#معنویت
.