منم اینجا بگم،پارسال عید نوروز ساحل غرفه زده بودیم منم اونجا بودم،اغتشاشات هم تازه خوابیده بود برای محافظت از ما بچه های نیرو انتظامی امدن بودن ، ماهم حواسمون به بچه ها بود رفتم جلو شیشه ماشین نیرو انتظامی روسریمو درست کردم خیلی باآرامش ، دیدم یکی از دخترا میخنده جلوتر رفتم دیدم ی آقا تو ماشین بوده اونم داره میخنده🚶🏻😂
خلاصه میخواستم تبخیر شم و این صحبتا..