. دانشمندى آموزگار شاهزاده اى بود، و بسيار او را می‌زد و رنج می‌داد، شاهزاده تاب نياورد و نزد پدر از آموزگار شكوه كرد. شاه، آموزگار را طلبيد و به او گفت: پسران مردم را آنقدر نمی‌زنی كه پسرم را می‌زنی، علتش چيست ؟ آموزگار گفت: به اين علت كه همه مردم به طور عموم و پادشاهان بخصوص، بايد سنجيده و پخته سخن گويند و كار شايسته كنند، كار و گفتار شاهان دهان به دهان گفته می‌شود و همه از آن آگاه می‌گردند ، و براى كار و سخن شاهان اعتبار می‌دهند ، و از آن پيروى می‌کنند و به كار و سخن ساير مردم ، اعتبار نمی‌دهند. بنابراين، بر آموزگار واجب است كه در پاكسازى و رشد اخلاقى شاهزادگان بيش از ساير مردم بكوشد. شاه، پاسخ نيك و تدبير سازنده آموزگار را پسنديد و جايزه فراوانى به او داد، به علاوه او را سرپرست يكى از دستگاه‌ها كرد. 📚 حکایات‌ گلستان‌ سعدی 👇👇 «ایتا» ، «بله»، «تلگرام» ، «سروش» 👈 @etedalhamrah با حذف یا تغییر لینک