. «زراره» از یکی از اصحاب امام باقر علیه السلام، به نام «عبدالملك»، نقل كرده که گفته است: بین امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ و بعضی از فرزندان امام حسن ـ علیه السلام ـ صحبتی پیش آمده بود من خدمت امام ـ علیه السلام ـ شرفیاب شدم، خواستم در این میان سخنی بگویم تا شاید حل اختلاف شود. امام ـ علیه السلام ـ فرمود: تو چیزی در بین ما مگو زیرا مَثَل ما با پسر عموی‌مان مانند همان مردی است كه در بنی اسرائیل زندگی می‌كرد و دو دختر داشت، یكی از آن دو را به مردی كشاورز و دیگری را به شخصی كوزه‌گر شوهر داده بود. روزی برای دیدن آنها حركت كرد. اول پیش دختری كه زن كشاورز بود رفت و از احوال او پرسید. دختر گفت پدر جان شوهرم زراعت فراوانی كرده اگر باران بیاید حال ما از تمام بنی اسرائیل بهتر است. از منزل آن دختر به خانه دیگری رفت و از او نیز احوال پرسید. گفت: پدر، شوهرم كوزه زیادی ساخته اگر خداوند مدتی باران نفرستد تا كوزه‌های او خشك شود حال ما از همه نیكوتر است. آن مرد از خانه دختر خود خارج شد در حالیكه می‌گفت: خدایا تو خودت هر چه صلاح می‌دانی بكن. مرا نمی‌رسد كه به نفع یكی درخواستی بكنم هر چه صلاح آنهاست انجام بده. امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ افزودند: شما نیز نمی‌توانید بین ما سخنی بگویید. مبادا به یكی از ما بی احترامی شود. وظیفه شما این است كه بخاطر رسول الله (صلی الله علیه وآله) نسبت به همه احترام نمایید. 📚 روضه كافی، ص۸۴ ❣️لطفا ❣️ برای نجات بشریت از و شرارت‌های حاكمان 🤲 دعابفرمائید 🤲 💓 اینجا 👇👇 ا https://t.me/etedal_naghd 👇👇👇 ا @etedalhamrah با حذف یا تغییر لینك