. ✅ حکایت : مردی خدمت امام جواد علیه السلام آمد و گفت: به اندازه جوانمردی‌ات به من کمک کن. امام علیه السلام فرمودند: این قدر نمی‌توانم. گفت: پس به اندازه جوانمردی خودم، کمک کن. فرمودند: این را می‌توانم. و صد دینار به او دادند. 📡ا https://b2n.ir/a29933 از 👇 📚نشریه «مبلغان»، آذر و دی ۱۳۸۳، شماره۶۱ از 👇 📚کشف الغمه، ج۲۲، ص۳۶۸ 📚حلیة الابرار، ج۲، ص۴۰۸ ✅ حکایت : مرحوم شيخ مفيد، کليني، راوندي و ديگر بزرگان به طور مستند از يکي از اهالي مدينه‏ منوره به نام «مطرفي» نقل کرده‌اند که گفته است: هنگامي که حضرت ابوالحسن، علي موسي الرضا عليهماالسلام به شهادت رسيد، مبلغ «چهار هزار درهم» از آن حضرت طلب داشتم و غير از من و خود حضرت(علیه‌السلام)، کسی از اين موضوع اطلاع نداشت. به همين جهت با خود گفتم: پول‏هايم از دستم رفت و ديگر قابل وصول نيست. در اين افکار بودم، که فرزندش حضرت ابوجعفر، حضرت امام جواد الأئمه (عليه‏السلام) برايم پيغام فرستاد که فردا نزد ایشان بروم و در ضمن پيام افزوده بودند: هنگام آمدن کيسه و يا خورجيني را نيز همراه بياور. فرداي آن روز به محضر مبارک امام محمد جواد (عليه‏السلام) شرفياب شدم، حضرت فرمودند: پدرم حضرت ابوالحسن، امام علي بن موسي الرضا عليهماالسلام رحلت نموده است؛ و تو مقدار «چهار هزار درهم» از پدرم طلب کار هستي؟ عرض کردم: بلي، پدر شما مبلغ «چهار هزار درهم» به من بدهکار مي‏باشند. حضرت امام جواد (عليه‏السلام) مقداري دينار تحويل من دادند و فرمودند: اين دينارها بابت بدهي پدرم به تو مي‏باشد، آن‏ها را تحويل بگير[بشمار]. من آن پول‌ها را از حضرت تحويل گرفتم، آن‏ها را شمردم، درست، همان «چهار هزار درهم» بود که از امام رضا عليه‏السلام طلب داشتم. 📡ا https://b2n.ir/z19832 از 👇 📚چهل داستان و چهل حدیث از امام جواد از 👇 📚اصول کافی، ج۱،ص۴۹۷، ح۱۱ 📚ارشاد شیخ مفید، ص۳۲۵ 📚خرایج راوندی، ج۱، ص۳۷۸، ح۷ 📚بحارالانوار، ج۵۰، ص۵۴، ح۲۹ 🤲 پروردگارا 🤲 بشریت را در مقابل و شرارت‌های حاکمان محافظت بفرما .