#مـعـرفـے_شهدا 🇮🇷
#رفـیـق_شـہـیدم_قسمت_سوم❤️
#شهیده_سهام_خیام 🌟
سهام خیام، دختر نوجوان 12 ساله، از اهل الیرف (به معنای ساکنین محله کنار رودخانه) بود. حاج کاظم پدر سهام، راننده بود و به دلیل ضعف بینایی بارها تصادف کرده بود.
سهام 4 خواهر و 2 برادر داشت و خود فرزند دوم خانواده بود. خواهرش میگوید: «سهام در دوره تحصیلات ابتدایی عکسهای محمد رضا پهلوی را مثل کاریکاتور تغییر میداد و دستکاری میکرد و در تنور خانه نگه میداشت و معمولاً مادرمان در موقع نان پختن آنها را پیدا میکرد».
سهام به پدر و مادر احترام میگذاشت. حرفهایشان را گوش میکرد، شبها برای مادرش داستانهای ائمه اطهار (ع) را که در مدرسه میآموخت بازگو میکرد و مادر پای سخنانش مینشست.
یک روز مرا آماده کرد تا پیش عکاسی محله برویم و از من و خودش عکس گرفت. گفت: « میخواهم عکسهایم را به یادگاری به دوستانم بدهم و همین کار را کرد » .
پدر سهام روزهایی را که به خاطر تصادف به زندان افتاده بود، خوب به خاطر دارد: « وقتی که به خاطر تصادف به زندان افتادم، هیچ کسی به سراغم نمیآمد، جز دخترم سهام. او همیشه برایم غذا میآورد، به دلیل جو فرهنگی حاکم بر مردم هویزه و تعصبات موجود، بیرون رفتن زنان از منزل کمتر انجام میشد و محدود بود، به ویژه در مراکز نظامی و انتظامی، اما سهام با جرأت زیاد به دیدن من میآمد، دلداریام میداد و هیچ ترسی هم از نظامیان پاسگاه نداشت.»
وقتی شهر هویزه اشغال شد، آب لولهکشی قطع شد. سهام همیشه منبع آب را پر میکرد و از رودخانه آب میآورد. او از حضور اشغالگران متنفر بود و به آن ها اعتراض میکرد...
#ادامه_دارد.. ✅
#بایادش_صلوات 🌸🍃
╔ ❄❀❅
||•🇮🇷
@fadaei_hazrat_zahra
╚════ ❄️❀❅