↩️فلسفه قیام حسین بن علی
🔻حسین بن على علیه السلام ، در خود فهماند كه براى دنیاى اسلام در چنین شرایطى، مبارزه با اصل قدرت طاغوتى و اقدام براى نجات انسانها از سلطه شیطانى و اهریمنى این قدرت، واجب ترین كارهاست.
🔻بدیهى است كه حسین بن على ، اگر در مدینه مى ماند و احكام الهى را در میان مردم تبلیغ و معارف اهل بیت را بیان مى كرد، عدّه اى را پرورش مى داد.
🔻اما وقتى براى انجام كارى به سمت عراق حركت مى كرد، از همه این كارها بازمى ماند: نماز مردم را نمى توانست به آن ها تعلیم دهد؛ احادیث پیغمبر را نمى توانست به مردم بگوید؛ حوزه درس و بیان معارف او تعطیل مى شد و از كمك به ایتام و مستمندان و
فقرایى كه در مدینه بودند، مى ماند. این ها هركدام وظیفه اى بود كه آن حضرت انجام مى داد. اما همه این وظایف را، فداى وظیفه مهم تر كرد. حتّى آن چنان كه در زبان همه مبلّغین و گویندگان هست، زمان حجّ بیت اللَّه و در هنگامى كه مردم براى حج مى رفتند،
🔻این، فداى آن تكلیف بالاتر شد.
آن تكلیف چیست؟ همان طور كه فرمود، مبارزه با دستگاهى كه منشأ فساد بود
اُرِيدُ أن آمُرَ بِالْمَعرُوفِ و أنهي عَنِ الْمُنكَرِ و أسِيرُ بِسيرَةِ جَدّي وَ أبي عَليِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السّلام.
َ
🔻 أ یا آن چنان كه در خطبه دیگرى در بین راه فرمدند:
«أَیُّهَا النّاسُ؛ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) قالَ: «مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ، یَعْمَلُ فِی عِبادِاللهِ بِالاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ یُغَیِّرْ عَلَیْهِ بِفِعْل، وَ لاَ قَوْل، کانَ حَقّاً عَلَى اللهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ»
تغییر، نسبت به سلطان ظلم و جور؛ قدرتى كه فساد مى پراكند و دستگاهى كه انسانها را به سمت نابودى و فناى مادّى و معنوى مى كشاند. این، دلیل حركت حسین بن على است، كه البته این را، مصداق امر به معروف و نهى از منكر هم دانسته اند؛ كه در باب
گرایش به تكلیف امر به معروف و نهى از منكر، به این نكات هم باید توجّه شود.
🔻لذاست كه براى تكلیف اهمّ، حركت مى كند و تكالیف دیگر را ولو مهم فداى این تكلیف اهمّ مى كند. تشخیص مى دهد كه امروز، كار واجب چیست؟ هر زمانى، یك حركت براى جامعه اسلامى متعیّن است
📚واجب فراموش شده ص 16
https://eitaa.com/fatemi5/3576