درباره شهید الداغی، محسنبرهانی و پیچیدگیهای فقهی!
• یک: یاسر و همسرش سمیه از نخستین کسانی بودند که به پیامبر اکرم(صلواتاللهعلیهوآله) ایمان آوردند و مسلم شدند. مشرکان مکه متوجه شدند و دستگیرشان کردند. بر زمین داغ حجاز میخکوبشان کردند و سنگهای سنگین بیابان را بر سینههایشان گذاشتند و شکنجه کردند. ابوجهل گفت ای یاسر! یا محمد را فحش بده یا از او برائت بجو و یا آنقدر شکنجهات میکنیم تا بمیری. یاسر گفت «لاالهالاالله؛ محمد رسولالله»!
آنقدر شکنجهاش کردند تا شهیــد شد.
پیامبر گاهی مخفیانه نزد یاسر میرفت و نوازشش میکرد و میگفت تحمل کن، جای تو بهشت است.
•دو: اشقیای معاصر، آرمان علیوردی را در اکباتان گرفتند؛ گفتند یا خامنهای را فحش بده یا از او برائت بجو یا آنقدر شکنجهات میکنیم تا بمیری. فحش نداد. آنقدر زدند تا شهید شد. همه فقها و مراجع او را شهــید نامیدند؛ آیتالله خامنهای، گفت امثال او از من جلوتر هستند!
• سه: ما یک «پیچیدگی فقهی» داریم به نام تقیــــه؛ تقیه میگوید اگر در میان کفار یا حتی مسلمانها بخاطر عقایدت جانت درخطر بود، بر تو «واجب است» که عقیدهات را کتمان کنی. حتی میتوانی از پیامبر و اهلبیت برائت بجویی تا تو را نکشند. چون حفظ نفس مومن از هر امری مهمتر است، پس مراقب جانت باش و فردینبازی درنیاور.
چهار: هیچکس در طول تاریخ اسلام مدعی نشده که یاسر و سمیه بخاطر رعایتنکردن پیچیدگی فقهی تقیه، نفله شدهاند و شهید نیستند و خودشان مقصرند. هیچ آزادهای هم نگفت که آرمان میتوانست تقیه کند و آقا را فحش دهد و جانش را نجات دهد؛ پس خودش مقصر است و نفله شده. درباره طیّب حاجرضایی و هزاران شهید تاریخ اسلام که بخاطر برائت نجستن از امیرالمومنین شهید شدهاند کسی چنین ادعایی نکرده. همه متفقاند که اینها شهیدند و شفیع!
پنج: شهید الداغی در واکنش به مزاحمت چند رذل بر ناموس مسلمان، وارد عمل شده و در دفاع از آنها شهید شده و دختران را نجات داده. فقهخوانده کمانصافی یکهو گفته او «پیچیدگی فقهی» دفاع مشروع را رعایت نکرده پس جانش را هدر داده و نفله شده. فارغ از اینکه ترتیب حوادث ویدئو حادثه،ظاهرا نشان از رعایت شرایط دفاعمشروع دارد، حتی رعایت نکردن آن پیچیدگی هم مانع انتساب لفظ شهید بر این رجل غیور نیست؛ همانطور که مانع از شهید خطاب شدن یاسر و سمیه و آرمان و طیّب نشده؛ چرا که اولا در اسلام، نیتها حکمسازند نه صرف افعال؛ و ثانیا تمام فقهای تاریخ اسلام میدانند که جاریشدن این خونها و فدا شدن این جانهاست که امروز مکتب و فقاهت را حفظ کرده و اگر نبود جریان خون شهید، امروز نه اثری از فقه مانده بود نه حوزههای علمیه و نه فقیهنماهای چپکردهای که طعن بر مقام شهید وارد کنند. اگر هنوز در این مملکت جرئت بیان مسائل فقهی را دارید و بخاطر بیانش گردنتان را نمیزنند و از تیربرق آویزانتان نمیکنند، حاصل خونهای شهیدان است. کتابهایتان را در گوشهای رها کنید، بر مزار شهیدی بنشینید و توفیق درک بواطن فقه را عاجزانه مطالبه کنید؛ که معرفت در قبور شهیدان است نه در سطور اوراق و کتب.
بشوی اوراق اگر همدرسِ مایی
که عِلمِ عشق در دفتر نباشد...
@fatemion_group