️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:
بشکن و بخور و برای من دعا کن.
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد..!
آن مرد گفت:
گردوها را می خوری نوش جان،
ولی من صدای دعای تو را نشنيدم...
بهلول گفت:
مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنيده است!!
تو بندگی چو گدايان به شرط مزد مکن،
که خواجه خود روش بنده پروری داند!
🍃
🌺🍃
↪ @fatemiyoon18