جایگاه اقتباس و الهام شاعرانه در شعر ولایی(٢)
دوم) عقد:
در لغت «بستن» باشد؛
و در اصطلاح، آن است که عبارتی از قرآن یا حدیث و سخن دیگران با تغییر در الفاظ آن بهگونهای در اثر بیاید که با وزن متناسب درآید؛ اما مضمون همان باشد.
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوریسرشت
شیوه«جنات تجری تحتها الأنهار» داشت.
(حافظ)
سوم) دَرج:
آوردن یک یا دو واژه از یک عبارت در شعر یا نثر، که ذهن را به سمت عبارت اصلی سوق دهد.
به عنوان مثال، اگر در اثری این عبارت به کار رود:
«آن امانت ها را/آسمان آیا پس خواهد داد ؟... »
(شفیعی کدکنی)
ارتجالاً این بیت به ذهن مخاطب خواهد آمد:
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند
(حافظ)
یا عبارت«و در ضمن این اشارت، بشارتی بزرگ است» که یادآور این بیت حافظ است:
آن کَس است اهل بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست؟
از آرایه«درج» در کتب بلاغی چندان نامی نیامده است.
نمونههای دیگر:
گنجاندن عبارت معروف سعدی در این بیت:
آه این نفس «مُفرح ذات» است؛ پس چرا
ذکر مصیبت تو مرا دم به دم شده است؟
و:
«باز این چه شورش است که» دل مست غم شده است
از حشمت غم تو دلم محتشم شده است
و:
این شعرها حکایت «هذالقلیل» ماست
آری به عقل ما که همین مختصر رسید
و:
این پریشان گویی از مستی روی ماه توست
بگذر از جرم غلامت «یک رگم هشیار نیست»
برگرفته از این بیت مولوی:
من چه گویم یک رگم هشیار نیست
شرح آن یاری که او را یار نیست.
( ابیات فوق، از کتاب«پایین پای ابیات»، اثر مهدی مردانی انتخاب شده است).
🖋به قلم
#سید_مهدی_حسینی_رکن_آبادی
🔸حلقهشعرولاییفرات
@foratpoem