🔰 آن سوی نفی الزام حجاب ✍ محمد ایمانی 🔹 موضوع حجاب، منطقا نسبیت بردار نیست. کسی که با الزام حجاب مخالف می کند -بخواهد یا نخواهد، متوجه باشد یا نباشد- جاده صاف کن حامیان برهنگی مطلق در محیط اجتماعی است. 🔹 وقتی کسی می گوید با الزام حجاب مخالف است، عملا حکم به مجاز بودن بی حجابی می دهد. و در این صورت، نمی تواند با برهنه شدن افراد مخالفت کند یا محدوده تعیین کند. 🔹 ممکن است در اینجا ادعا شود "ما فقط با الزام روسری مخالف هستیم؛ اما معتقدیم باید بقیه بدن پوشیده شود". 🔹 در این صورت، فارغ از درست و غلط این اظهار نظر، این افراد هم معتقد به الزام و اجبار حجاب هستند و باید به طرفداران برهنگی مطلق (بازگشت وضعیت حیوانی/ جنگلی و غار نشینی) پاسخ دهند که چرا پوشاندن موی سر "نه"، اما پوشاندن بقیه بدن، "باید و حتما"؟! 🔹 منطق نورانی حجاب، اولا برای صیانت از کرامت زن و ممانعت از ملعبه قرار گرفتن او در خدمت هوسبازی مردان، و ثانیا برای صیانت از گوهر عفاف عمومی است تا از این طریق، نهاد مقدس خانواده مصون بماند و سپس جامعه (به مثابه کلّ متشکل از سلول هایی به نام خانواده) استحکام یابد و در مسیر رشد قرار بگیرد. 🔹 ادعای باور داشتن به اهمیت حجاب و ضمنا مخالفت با حجاب اجباری، پوست خربزه ای است که دیگران پیش پا نهاده اند و کسی که پا روی آن گذاشت، قطعا سُر خواهد خورد و به زمین می خورد. 🔹 نفی الزام از حجاب، نه در عالم ذهن و نه در جهان واقعیت، نمی تواند حد یقف داشته باشد و اگر کسی پس از نفی الزام، مدعی حد گذاری شود، مجددا حکم به الزامی داده که خود پیشاپیش نفی می کرد! 🔹 مخاطبان علاقمند به مباحث مربوط به موضوع حجاب و عفا، می توانند یادداشت زیر را هم مطالعه فرمایند: t.me/IMANImohamad51/7425 اندیشه جویان استاد حسن عباسی 📡 @Hasanabbasi_students