🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟 ✨ مناجات ✨ الهــــی بفضل خود قايمی و بشــکر خود شکور ، بعلم عارف نزديکی و از وهم ها همه دور .    الهــــی چون آتش فراق داشتی دوزخ پُر آتش از چه افراشتی .    الهــــی چون سگ را در اين درگاه بار است و سنگر او ديدار است عبدالله را با نا اميدی چه کار است .    در بارگهــت سگان ره را بــار است سگ را بار است و سنگ را ديدار است  چون سگ صفت سنگدل از رحمت تو نوميد نيم که سنگ و سگ را بار است  الهــــی گوهر اصطفا در دامن آدم تو ريختی و گرد عصيان بر فرق ابليس تو بيختی و اين دو جنس مخالف را با هم آميختی ، از روی ادب اگر بد کرديم بر ما مگير که گرد فتنه تو انگيختی .  الهــــی تو دوختی در پوشـــيدم و آنچه در جام ريختی نوشـــيدم هيچ نيامد از آنچه ميکوشـــيدم .  الهــــی من غلام آن معصيتم که مرا بعذر آرد و ازآن طاعت بيزامرم که مرا تعجُب آرد . الهــــی گدای تو بکار خود شادان است هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است .  الهــــی غير از المهای تو جای شادی نيست و جُز از بندگيت روی آزادی نيست .  الهــــی کار اگر بگفتار است بر سر همه گويندگان تاجم و اگر بکردار است چون سليمان بموری محتاجم .  الهــــی کدام درد بود ازين بيــــش که معشـــوق توانگر و عاشــــق درويــش   الهــــی من کيستم که ترا خواهم چون از قيــــمت خـــود آگاهم ، از هر چه می پندارم کمترم و از هر دمی که می شــمارم بــد تــرم .    الهــــی بر سر از خجالت گرد داريم و در دل از حسرت درد داريم و رُخ از شرم گناه زرد داريم .  منم بندهء عاصيم رضای تو کجاست تاريک دلم نور و ضيای تو کُجاست  ما را تو بهشت اگر بطاعــــت بخشی آن بيع بود لـُطف و عطای تو کجاست. 📚مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری  ┄┄┅┅┅❅❁ ❁❅┅┅┅┄┄ 👌جهرمی