ادامه ی گفتمان مذاکره :
⬅️ با توجه به آنچه در اهداف و شاخصه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به عنوان یک خطمشی مبتنی بر اصول اسلامی، عقیدتی و انقلابی تبیین شد، طبیعی است که این اهداف نیازمند تبعیت از موازین و دستورالعمل های برگرفته از تعالیم ناب اسلامی خواهد بود. موازینی که به راحتی اجازه هر نوع تعامل و در هر سطح و به هر قیمتی را نمیدهد
🖊 « اسلام نه دین انزوا است تا جدا از جهان زندگی کند و نه سلطه پذیر است و نه سلطه گر
هم اصل انزوا را باطل میداند و هم سلطه گری را امضا نمیکند و هم سلطه پذیری را ننگ میداند، چون معیار این روابط را قسط و عدل تنظیم میکند
اگر بر اساس قسط و عدل، رابطه تدوین و تنظیم شد، انسان نه از قدرت خود سوء استفاده میکند و نه اجازه میدهد مقتدری از قدرت او بد استفاده کند. »
🖊 قرآن کریم گرچه رابطه با کافران را مجاز دانسته ( که آن هم تابع شرایطی است)، ولی رابطه با مستکبران را بطورکلی نفی کرده است
علت این امر آن است که کافر، گرچه پذیرنده اصول الهی نیست ولی اصول انسانی را میپذیرد ؛ اما مستکبر، بهدلیل خوی ضدانسانیش، نه تنها اصول الهی را نمیپذیرد بلکه اصول انسانی را نیز زیر پا مینهد.
🖊« خوی استکبار، پیمانشکنی است از اینرو قرآن خواسته با مستکبران همیشه در نبرد باشیم، زیرا خوی آنها نقض عهد است: «و لا تظلمون و لا تظلمون» ( توبه، ۱۲)
مفهموم آیه این است که با مستکبران بجنگیم، نه برای اینکه کافرند بلکه چون مستکبرند
🖊 مستکبر به واسطه خوی ضدانسانیش و به دلیل آنکه تنها منافع پلید خود را مدنظر قرار میدهد، همواره تلاش میکند خود را بر دیگری تحمیل نماید لذا طرف مقابلِ او باید هوشیار باشد و در مقابل این دشمنِ پلید کوتاه نیاید
ادامه دارد...
۲