_گفت چی می خوای ؟ + گفت هر ساله میومدم خرجِ سالمو از آقام می گرفتم و میرفتم .. _گفت میتونی مشخصاتشُ بگی ؟ +گفت دستای مهربون و رشیدی داشت .. نگاهِ نافذی داشت ... + گفت اون دستا رو بریدن .. آی خانوم .. ←میومد تو قبرستانِ بقیع  عکسِ چهار قبر می کشید به یادِ بچه هاش گریه می کرد ... ـــــــــــــــــــــــــــ🖤🖤🖤 @gharar_shohada_313