به یکی‌شون فرمود که می‌‌دونی چرا عقرب تو رو زد؟ گفت چرا آقا؟ من که خوب از شما دفاع می‌‌کنم. فرمود یک آدم وحشی‌ای بود تو پیش‌اش نشسته بودی، خیلی هم از ما بدش می‌‌اومد. قنبر غلام من آمد پیش شما، شما پیش غلام من تمام‌قامت بلند شدی خیلی احترامش کردی به خاطر محبت من. او گفت مگه این کیه که تو اینقدر احترام می‌‌کنی؟ تو برگشتی حسابی تعریفش کردی. او که کینۀ ما رو داشت حسابی قنبر رو زد. الآن موقع تعریف کردنه که این کتک بخوره؟