🌹🕊🌹🕊 🕊🌹🕊 🌹🌹🌹بسم رب المهدی 🌹🌹شعر_مهدوی 🌹عصر جمعه 🌹ساحل چشم من از شوق 🌹🌹 به دریا زده است 🌹🌹🌹چشم بسته به سرش، 🌹🌹🌹🌹موج تماشا زده است 🌹🌹🌹🌹جمعه را سرمه کشیدیم 🌹🌹🌹مگر برگردی 🌹🌹با همان سیصد و فرسنگ 🌹نفر برگردی 🌹زندگی نیست، 🌹🌹ممات است 🌹🌹🌹تو را کم دارد 🌹🌹دیدنت ارزش آواره 🌹 شدن هم دارد 🌹از دل تنگ من 🌹🌹،آیا خبری هم داری؟ 🌹آشنا، 🌹🌹پشت سرت مختصری هم داری؟ 🌹منتی بر سر ما هم بگذاری، 🌹🌹بد نیست 🌹آه،کم چشم به راهم بگذاری، 🌹🌹بد نیست 🌹🌹نکند منتظر مُردن مایی، 🌹آقا؟ 🌹🌹منتظرهات بمیرند، 🌹میایی آقا؟ 🌹🌹🌹🌹به نظر می رسد 🌹🌹🌹 این فاصله ها کم شدنی ست 🌹🌹غیر ممکن تر از این 🌹خواسته ها هم شدنی ست 🌹دارد از جاده صدای 🌹🌹جرسی می آید 🌹🌹🌹مژده ای دل که 🌹🌹🌹🌹مسیحا نفسی می آید 🌹منجی ما به خداوند 🌹🌹قسم آمدنی ست 🌹🌹🌹یوسف گم شده، 🌹🌹ای اهل حرم! 🌹آمدنی ست 🕊🌹أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌹🕊 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸