🏴🏴🏴
🌷« بیا که شادی عقبی
رهین چشم تر است »🌷
مرا هوای رسیدن به کوی یار در سر است
ندا رسید که عجب، چنین ترا باوراست
تویی که قلبت رهای رویاهاست
که کاهلی و دلت اسیر چشم سر است
برو مزن تو لاف محبت ای عاقل
نشان عاشقی جدایی تن از سر است
کبوترانه همی به گرد یار می گردد
به بزم حضرت دلدار بال و پر است
تو را که ذوق صباوت به زخرف دنباست
ترا که دو چشمت فریب سیم و زر است
وصال دامن یار جویی برو مصفا شو
که کام دل گیرد هر آن که مهیا تر است
دمی که صانع عاشور دمیده است بر شور
ز هرم آتش او داغ ،تمام بوم و بر است
ترنمش نبیند ار دلی و نشنود گوشی
چه می شود نمود و را که کور و کر است
گلی به ناز و تغزل به یک هزار می گفت
شباهتم به نوگلان حضرت یار مفخرست
بیا که موسم سوگش بهار وصل خداست
بیا که شادی عقبی رهین چشم تر است
@ghasemjafari