۲۸_اخلاق مدار زندگی کنیم هربار که خونه ی حاج عمو می‌رفتیم دلمون نمی‌خواست برگردیم خونه، از بسکه خونشون حس خوب و آرامشی عجیب داشتیم. مهربون و کم توقع بود و سفره دار بود. لبخند میزد و بزرگ و کوچیک می‌شناخت و مشاور هممون بود هرکسی توی فامیل هرکارو مسئله مهمی داشت اولین و آخرین خونه ی امیدش خونه ی حاج عمو بود. هرطوری بود به همه کمک میکرد. برای دخترای دم بخت جهاز میداد، برای پسرا کار پیدا میکرد و حمایت مالی میکرد تا دامادیشون، حتی برای بعضیا که قدرت نداشتن تالار بگیرن برای عروسیشون، خونه خودشونو در اختیار می‌ذاشت تا مراسمشونو اونجا بگیرن. عیدی اقوام یتیم و بد سرپرست هم که دائمی بود. هممون می‌گفتیم حاج عمو شما جات وسط بهشته، که اینهمه به مردم و اقوام کمک میکنید اما خودش آه میکشید و می‌گفت: کاش اینطور باشه، امام صادق علیه السلام فرمودند بهشتى ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده. اما من زبان نرم ندارم و گاهی خیلی بد اخلاق میشم و تندی میکنم البته که تلاش میکنم رفعش کنم انشاالله که خداهم کمکم می‌کنه و میبخشه