•کتابفروشی ارواح🌬
ادواردو، صندلی را به سمت خودش کشید و آرام روی آن نشست و به فکر فرو رفت. پدر او را خوب شناخته بود.
او واقعاً عاشق شده بود؛ اما عاشق حقیقتی زیبا و ارزشی والاتر.
اما او هنوز نمیدانست در راه این عشق باید از چه چیزهایی بگذرد! 📖
#ادواردو_مسافری_ازرم