باور نمی‌کنم که تو بی‌هیچ زحمتی از خیر هر چه بود گذشتی به راحتی گفتم محبتی که به دل مانده سهم ماست گفتی دلی نمانده که باشد محبتی این‌قدر پشت هم بد ما را مگو به خلق بین کنایه‌ها نفسی! استراحتی! این جام‌های سرخ که در سفره چیده‌ای خون گریه‌های ماست، چه رنگین ضیافتی! ما رازدار قصه‌ی عشقیم غم مخور از ما نمی‌رسد ز تو هرگز شکایتی آزرده از دل خود و بازیچه‌ی توایم ما ساده نیستیم، تو اهل سیاستی! @golchine_sher