نظر کلی من در مورد فتنه ۸۸ و سران آن این است که همه افراد باید اعدام میشدند ولی نظر نظام بر حصر، محدودیت و بخشش بود و ما هم مثل همیشه تابع نظر نظامیم.
خاتمی خصوصیت هایی دارد که برای خود من جالب است، مثلا برخی از اتاق های ما را در کلاب هاوس با اکانت فیک گوش میکرد و به یکی از اصلاح طلبان که کلاب هاوس می آمد گفته بود، شیخ فرهاد ما را به تندی نقد میکند ولی امکان صحبت به مخالفش میدهد.
یعنی یک شخصی که اصلاح طلبان او را لیدر میدانند به اتاق های کلاب هاوس دقت میکند درحالیکه بخشی از انقلابی ها اساسا نمیدانند کلاب هاوس کجاست! پس این بروز بودن در ۸۰ سالگی را نباید نادید بگیریم ولی از اساس با اصلاح طلبان مشکل دارم، چون جریان اصلاح طلب همیشه کارخرابی میکنند و دست پیش میگیرند، برخلاف شعارشان که از گفتگو و نقد دم میزنند با کمترین نقد ناراحت میشوند.
همین دوماه قبل محقق داماد را نقد کردیم و برخی از اصلاح طلبان رسما با ما قهر کردند😁 یعنی دوست دارند نقد کنند ولی اگر کسی نقدشون کنه ناراحت میشن، حمید علیمی هم بخاطر هم نشینی با اینا اینجوری شد و با اینکه در کلاب هاوس با ما میگفت و میخندید، یکی دوبار نقدش کردم دیدم آنفالو و قهر کرد.
البته برخی اصولگراها هم خودشون حق مطلق میدانند و اگر نقدشون کنی انگار خدا را نقد کردی.
به نظر من طلبه باید از نظام و رهبری دفاع کند و بقیه افراد و جناح ها اگر کار خوب کردند تشویق کند اگر کار اشتباه کردند نقدشون کنه.
فراجناحی بودن موجب حفظ حوزه و روحانیت است ولی از لحاظ شخصی چون وصل به جناحی نیستی آسیب میبینی و هیچ جناحی حمایتت نمیکند و از همه طرف هم بهت حمله میشود.