حیدر شدی تا پشت در هی در بکوبند!
جای ملائک نیست بال و پر بکوبند
زهرا دلش میخواست ذکر «یاعلی» را
روی عقیق سرخ پیغمبر(ص) بکوبند
سنگ علی را فاطمه بر سینه کوبید
باید که بر دُرِّ نجف حیدر بکوبند
نام تو اسم اعظم پروردگار است
این مُهر را باید به هر منبر بکوبند
معراج تازه ابتدایت بود، باید
نام تو را از این مقرّب تر بکوبند
هرکس تو را دارد چرا باید بترسد
مثل تو تنها از خدا باید بترسد
ممنون از ایل و تباری که تو داری
از لطف بیش از انتظاری که تو داری
خشم تورا مرحب به لکنت گفت وقتی
ابرو گره زد ذوالفقاری که تو داری
ما نخلهای میثم تمارتانیم
سرهای ما قربان داری که تو داری
ما دست و پا گیریم اگر تو دست گیری
دستی بگیر از شرمساری که تو داری
حیثیت هر منکری زیر سؤال است
روی حسابِ بی مزاری که تو داری
ما کوه را پیش تو جز کاهی ندیدیم
از دست تو غیر از یداللهی ندیدیم
دارد هنوز از کعبه بوی تو می آید
حجش قبول است آن که سوی تو می آید
تو آبها را مهر کوثر کرده ای پس
جوشانده ی زمزم ز جوی تو می آید
خورشید در خورشید شد نورٌ علی نور
وقتی که زهرا روبروی تو می آید
در آرزوی روسفیدی بلالم
خال سیاهت هم به روی تو می آید
شب میشود یک سمت عالم آن زمان که
بر روی پیشانیت موی تو می آید
بنت اسد الله اکبر داشت ، حق داشت
دیوار کعبه گر ترک برداشت ، حق داشت
#شعرخوانی
#صابر_خراسانی